Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «خبرگزاری برنا»
2024-04-29@11:40:59 GMT

بی همگان، توازنی در هزارتوی تجربه

تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۴۰۱ | کد خبر: ۳۶۳۱۷۴۷۶

بی همگان، توازنی در هزارتوی تجربه

رقیه محمدزاده کارشناس رسانه و استاد دانشگاه درباره سریال بی همگان برای برنا اینگونه می نویسد; داستان بی‌همگان با تصادف آغاز شده، تصادفی که در تمام بخشها، گام به گام امیرعلی جوان و درونگرا را در بوته آزمایشهای سخت و سخت تر قرار میدهد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا در تحلیل این سریال می خوانیم;

آخرین کار بهرنگ توفیقی؛ بی همگان روایتی دراماتیک از هزارتوی در هم پیچیده مشکلات موجود (کارشکنی مافیای قدرت، تحریم، مسایل اقتصادی ریز و درشت و مهمتر از همه آنها تلاش برای پذیرفته شدن در میان صاحبان صنعت به عنوان مدعیان) در مسیر جوانانی است که قصد ساختن آینده ایران را به عنوان ایرانی خودکفا دارند.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

این داستان در بستر چند قصه موازی ازخانواده های مختلف روایت می شود که هریک به گونه ای با زندگی دیگری ارتباط دارند. امیرعلی مسلمی دانشجوی نخبه وپرتلاش، مقطع فوق لیسانس مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، به همراه برادرخوانده اش پیمان (همکار اصلان) برای دیدن خط تولید یک کارخانه در خارج از کشور به سفر می رود. در این مسافرت، در تصادفی ناگهانی پیمان فوت می کند و امیرعلی به دلیل وجود مواد مخدردرماشین، به زندان میافتد. داستان با تصادف آغاز شده، تصادفی که در تمام بخشها، گام به گام امیرعلی جوان و درونگرا را در بوته آزمایشهای سخت و سخت تر قرار میدهد. امتحاناتی که دراثنای آن این دانشجوی نخبه به زعم پدرش قاسم، میتواند الماس درون خودرا بیابد. امیرعلی نماد نسلی است، که تا از داستانی فارغ نشده با مصیبتی جدید روبرو می شود. بی همگان نشان میدهد که چگونه این جوان که در خانوادهای فرهنگی و بستری دینی تربیت شده میتواند، نقش مردی را درجایگاه همسر و همراه با بازیکند. امیرعلی میداند که عشقی میان او همسر مقتول وجود ندارد اما این نکته مانع توجه و حمایت او از همسرش نمی شود. او آموخته که به جای استفاده از زور میتوان با گفتگو سوتفاهم ها را رفع کرد.  این جوان، حتی در برابر اصلان که با قلدری و نامردی و ناسزا حریف مقابل را خلع سلام میکند، مودبانه و انسانی رفتار کند. او مردی است که توجیه نمی آورد و به جای حرف زدن عمل می کند.

در رسانه نیز برای خلق اثری تاثیرگذار باید سالها خاک صحنه خورد و تجربه کسب کرد. شناخت دقیق از ذائقه مخاطب، در کنار تسلط به نظام نشانه شناسی که بتواند مفاهیم پیچیده را به زبان تصویر گویا و قابل لمس نماید بدون شک در اقدامی خلق الساعه حاصل نخواهد شد. سالهاست در شخصیت پردازی و روایت گری آثار نمایشی سیما به سبب بیدقتی الگوهای رفتاری برای مخاطبان برجسته شده که نتیجه آن شاید تعارض ناخواسته ای است، که امروزه نسل جوان در فضاهای تربیتی  و اجتماعی، با آن روبرو هستند. رسانه به سبب ارتباط دوسویه ای که با جامعه در بازنمایی رویدادها و وقایع دارا است، می تواند با تاکیدی دقیق و مطالعه شده کانونهای کلیدی برای مخاطبان خویش مشخص کرده و تعاملات صیحیح و سازنده را در بستر اجتماع با تکرار در محملی دقیق نهادینه نماید. خانواده و ارکان آن از مهمترین و کلیدی ترین کانون های بقا و تداوم یک جامعه سالم است. بدون شک وجود تولیداتی که بتواند با تلفیق مناسب هنر و تکنیک درکنار نقد مسایل و مشکلات اجتماعی، تصویر باورپذیر از خانواده و مسایل او را ترسیم کند، در نهادینه کردن آموزه های درست رفتار موثر و مفید خواهد بود.

بی همگان داستان خانواده هایی در طبقات اجتماعی متفاوت را نشان میدهد، اما در این بازنمایی بیشترین نکتهای که شاخص و قابل توجه است برجستهسازی دقیق و درست نقش هایی تعریف شده در خانواده است. پدر در خانواده مسلمی و یوسفیان محور اصلی و کانونی استواری خانواده است. جایگاهی که قبلاً در بسیاری از آثار نمایشی اگر نگوییم عمداً، مورد فراموشی و کم لطفی قرار گرفته و تضعیف شده به تصویر درآمده بود. بی همگان نشان میدهد که مرد مقتدر و تکیه گاه خانواده کانون استوار بقای این بینان است. در کنار پدر قوی و همراه زن خانواده به عنوان مادر و همسر می تواند با آرامش فرزندان خویش را خوب تربیت کند. توفیقی نشان میدهد که خانواده محل رجوع و پناهگاه فرزندان در همه بحران هاست و به قول آقا قاسم " امیرعلی حواست باشه پناه یک دختر خانواده اش است". بی همگان نشان میدهد که مادر و پدر چگونه در تربیت و آتیه فرزندان خویش نقش دارند و حذف هر یک تا چه اندازه سبب نابودی اینده و موفقیت فرزند شود. این اثر

از منظر خط داستانی ، شخصیت پردازی، گره های داستان و روند گشایش آن، مضمون برگزیده شده،ریتم و تمپو اثر و المانهای برگزیده شده  توانسته است در تدام تولیدات قبلی (زیر پای مادر، پدر، افرا و...)بستری جذاب برای مخاطبان خویش فراهم نماید. اگر چه تکراری بودن سوژه، شباهت به خط داستانی سریال افرا (سریال قبلی اقای توفیقی)و تشابه زیاد دو سریال همزمان بی همگان در شبکه سه و آتش سرد در شبکه دو از نقاط ضعف اثر محسوب می شوداما توجه در پردازش موضوعات و توازن ایجاد شده در بازنمایی نقش ها و جایگاه  شخصیت ها این اثر را قابل توجه و تاکید کرده است. یکی از ویژه گی های مثبت این متن ها انتخاب بستر خانواده برای وقوع رویدادها بود. خانوادههای ترسیمشده در این اثر، دارای روابط درست و محترمانه بودند. مادر و پدری که مورد احترام فرزندان هستند، فرزندانی که درکناردریافت آموزه های مثبت از والدین ازجانب ایشان محترم داشته شده و مورد مشورت قرار میگیرند. روابط درست خواهر و برادری نیز دراثر به خوبی ترسیم شده است. توجه به اینکه خانوادههای معرفی شده تک فرزند نباشند، مرد و زن خانواده طرف مشورت یکدیگر باشند از نکات مثبت در این سریال است.

توجه خاص به جایگاه پدر به عنوان سکان خانواده، توجه به نقش مادری،دختری، همسری از ابعاد عاطفی و اجتماعی، ارائه تصویر مرد مسئولیت پذیر و به تصویر کشیدن تاثیر توجه و تعامل با کودکان و نوجوانان برای رشد و بالندگی ایشان از موارد قابل تاکید در این مجموعه بود.

تاکید بر داشتن امید در هر بحران از یکی از کلیدی ترین نکات قابل مشاهده در بی همگان است. مرور کارنامه رسانه ملی در تولیدات نمایشی، نشان میدهد که در اغلب تولیدات حجم دشواری ها و مشکلات تحمیل شده بر یک خانواده چگونه فضای یاس و نا امیدی را برای مخاطب القا می کند، به عنوان مثال در طول یک سریال فرضا 30 قسمتی بیش از 29 قسمت مملو از تنش و نزاع و دشواری است و تنها در قسمت نهایی و بسیار شتاب زده داستان جمع شده و مسایل به پایان می رسید. بی همگان نشان میدهد، درکنار همه  ناملایمات همواره راه برون رفتی مبتنی بردرستی و صداقت وجود دارد. اگر امیرعلی دراثر چند تصادف ناخواسته درکوران حوادث قرار میگیرد اما تلاش میکند، با توکل و همت از لحظات سخت، شرایط قابل تحملی به وجود آورد.

یکی از نکات قابل تقدیر در این اثر شیوه ارتباط جوانان در روند آشنایی و ازدواج است. مدتهاست الگوی به نمایش درآمده در میان جوانان برای آشنایی قبل از ازدواج نقش خانواده و تاثیر تصمیم ایشان را حداقلی کرده و به حضوری فرمالیته از ایشان بسنده نموده است. اما بی همگان نشان میدهد که این عشق و علاقه هر اندازه هم جدی و قابل دفاع باشد، تنها و تنها با حمایت خانواده و تایید ایشان میتواند در مسیر واقعی  خویش محقق شود. امیرعلی در همان ابتدا به سبب علاقه به خانم الناز یوسفیان برای خواستگاری پیش قدم میشود. او وقتی با مخالفت پدردختر مورد علاقه خویش مواجهه می شود رفتاری عاقلانه را پیشگرفته و به جای ایجاد بحران برای الناز تلاش میکند به قولی که داده عمل نماید. توجه به قرار نگرفتن فرزندان در برابر والدین درطول روایت داستان از دیگر نکات مثبت بی همگان است. الناز و امیرعلی اگر چه برای رسیدن به هدف خویش کوشش می کنند اما همواره در چارچوب ادب و حیا این ارتباط و تمایل خویش را پیگیری میکنند. حتی میثم پسر عصبانی و شاید خیره سر اصلان، هنگامی که مورد احترام، توجه و طرف مشورت قرار میگیرد رفتاری سربه راه و همراه و مسیولیت پذیر از خویش را به نمایش میگذارد. شیوه مواجهه درنشان دادن چادر از نکات دیگر قابل تاکید در سریال بی همگان است. بازنمایی استاد دانشگاه، معلم بازنشسته و یا سایر بانوان تحصیل کرده با پوشش چادر، توجه به اینکه الناز در زندان بدون چادر می تواند تردد نماید حکایت از فاصله گرفتن کارگردان اثر، در بازنمایی کلیشه ای پوشش چادر است. نکته ای که در بسیاری از ،آثار پیشین نمایشی نسبت به آن توجه و دقت کافی وجود نداشت. از میان نه (9)بانو  با نقش پررنگ تر درسریال پنج نفر ایشان حجاب چادر دارند. این توجه و دقت در جامعه ای که طیف وسیعی از مردم این پوشش را برای خویش برگزیده اند حکایت از شناخت و توجه نگارنده و کارگردان دارد.

این  اثر تلاش کرده در کنار ساختاری جذاب و درست به لحاظ فنی  از منظر محتوایی به سر فصل هایی از قبیل؛ حیا، رعایت شان بانوان ، ازدواج با روشی درست و حفظ شان زن، مرد مسولیت پذیر،مرد تکیه گاه، تعمل راه عبور از تنگناها، امید داشتن در اوج بحران توجه داشته باشد. هم چنین  توجه به  تولیدات دانش بینان به عنوان گروه های کوچک و متخصصی که توانایی عبور دادن ایران از تنگه تحریم ها و تبدیل آن به ایرانی خودکفا را دارد و اشاره به اینکه گروه های دانش بینان لزوماً بچه های مرفه نیستند بلکه جوانانی از کف جامعه می باشند از نکات مورد  اشاره در خصوص سریال بی همگان است.

نقد رانت و رانت خواری و مقاسد اقتصادی، نقد پولهای شبه دار و بی دقتی در نیاز های روزمره، اشاره به موانع تحقق هدف مجموعه های دانش بینان توسط مافیاهای کثیف اقتصادی مانند برادران گوهران از دیگر نکات مورد تاکید در اثر می باشد. در این سریال فارغ از طبقه خانوادگی نقش حمایتی خانواده در موفقیت و آتیه جوانان (مادر الناز با اینکه طلاق گرفته نسبت به زندگی و شرایط فرزند خود نگران است و پدر نیز به عنوان مادر دخترش او را از زندگی حذف نکرده است)، رابطه درست خواهر و برادری، رابطه توام با اطاعت و احترام فرزندان با والدین، رابطه عاشقانه و حمایتی همسران از هم، گسست خانواده و فقدان دیالوگ مهمترین عامل پاشیدگی خانواده (اصلان) به خوبی و فارغ ا ز کلیشه های رایج بازنمایی شده است.

توجه و اشاره موضوعات از قبل گرفتن پول نزول، حیا، صبرو بردباری در برابر مشکلات، نقد برخی جهت گیری های غلط اقتصادی برای دستیابی به سود بیشتر، توجه به جوانان و اعتماد به ایشان برای داشتن ایرانی خودکفا از سایر نکات مورد اشاره در این مجموعه نمایشی بود. همانگونه که اشاره شد سریال بی همگان محصول سالها تجربه و تلاش کارگردان توانمند و نویسنده اثر است. اگر در سریال پدر به سبب حجم تلخی های حاکم بر روند داستان  و هم چنین ثروت بیش از اندازه خانواده محوری داستان انتقاداتی بر کار وارد بود، بی همگان خانواده محوری را از طبقه متوسط برگزیده تا طیف وسیع تری از جامعه با آن همذات پنداری نماید. این سریال نشان میدهد که امیرعلی که با مشکلات ریز و درشت مسیر بالندگی خویش دست و پنجه نرم می کند تداوم پدرش اقا قاسم است که پدری دلسوز، متشرع و همراه است. قاسم هم  با تدبیر تلاش می کند از معبر های پر پیچ زندگی عبور کند اما می داند که در غلبه بر بحران ها خط قرمز اصول اصلی اسلام است. در سخت ترین تنگناها زیر بار نزول کردن نمی رود. چیزی که به سبب بی دقتی در زندگی امروز جامعه، بسیاری از مردم ناخواسته در دام آن گرفتار آمده اند و به همان سبب نیز دشواری های لاینحل مدام موانع مسیر رشد و ترقی جامعه را سبب شده است.

انتهای پیام/

آیا این خبر مفید بود؟ 0 0

نتیجه بر اساس 0 رای موافق و 0 رای مخالف

منبع: خبرگزاری برنا

کلیدواژه: بهرنگ توفیقی سریال بی همگان

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.borna.news دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «خبرگزاری برنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۶۳۱۷۴۷۶ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

من خلبان نیستم رسکیومن ارتشم! از سرهنگ بازنشسته هوانیروز  ارتش تا عمو کاووس «نون خ»

همشهری آنلاین-مهناز عباسیان: نمی‌دانم چرا شماره تلفن همراهش را «عمو کاووس» ذخیره کردم. عمو کاووس مجموعه تلویزیونی نون خ که با لهجه شیرینش، آنقدر باورپذیر نقش یک ریش‌سفید بانفوذ و البته شوخ‌طبع و مهربان را خوب بازی کرده که حالا برای خیلی‌ها تبدیل به یک عمو شده است. فارغ از بازی جذاب و دیدنی ماشاءالله وروایی در این سریال پربیننده، آنچه امروز ما را برای هم‌صحبتی با او ترغیب کرده فقط پیشینه هنری او نیست. وروایی سرهنگ و مهندس پرواز بازنشسته هوانیروز ارتش است و در سال‌های دفاع‌مقدس خوش درخشیده است.

**

هفته روز پیش روز ارتش بود. ضمن تبریک این روز به شما، برای ما بگویید چطور مسیر زندگی یک سرهنگ بازنشسته هوانیروز ارتش به دنیای هنر و بازیگری کشیده شده است؟

من هم سلام و تبریک جانانه‌ای به همه ارتشی‌های سرافراز، مرزداران نکونام و جنگاوران دلاور دارم. سال۱۳۴۷ وارد عرصه نظامی شدم و البته قبل از آن دستی بر آتش داشتم و یکی از شاگردان فعال آتش تقی‌پور نازنین بودم که خدا حفظشان کند. ایشان آن زمان مسئول تئاتر کرمانشاه بود؛ البته کنار هنرمندان دیگری همچون آقایان هواس پلوک، خندان و زندی خسرو شهراز، داریوش گراوندی و قلندرلکی که تئاتری‌های دیار ما بودند، شاگردی می‌کردم. به هرحال عرصه نمایش را برای مردم شلوغ می‌کردیم و به دل همه هم می‌نشست.

از زمانی که وارد ارتش شدم در آنجا هم باز یک واحد هنری بود که مسیر فعالیت‌های تئاتری مرا تسهیل کرد. نمایش‌های خوبی برای خانواده‌های ارتشی برگزار می‌کردیم که دستاورد خوبی هم داشت. بعد از انقلاب هم واحدهای عقیدتی سیاسی، مسئولیت بخش هنری را داشتند و ما که دیگر تجربه‌ای در این زمینه داشتیم، گروه نمایش خوبی را به راه انداختیم. بیشتر هم نمایش‌های طنز بود تا خانواده‌های محترم ارتشی‌ها واقعا لذت ببرند و خوش باشند. در دوران دفاع‌مقدس هم برای سربازان و نیروهای رزم نمایش‌هایی برای افزایش روحیه در خط مقدم داشتیم.

جدی در خط مقدم و اجرای نمایش؟

بله در مناطق جنگی و در سوله‌های بزرگی که می‌شد برای اجرای نمایش از آنها استفاده کرد برای رزمندگان دلاور نمایش‌های روحیه‌ساز برگزار می‌کردیم و هم ما و هم رزمنده‌ها لذت می‌بردند. جالب اینجا بود که یگان‌های خط مقدم از گروه‌های نمایشی دعوت می‌کردند برای سربازان و حتی درجه‌داران نمایش اجرا کنیم. باعث افتخار بود برای عزیزانی که مدت‌ها از خانه و خانواده دور بودند تا از نوامیس و خاک میهن دفاع کنند، لحظات خوشی را فراهم کنیم. خدا حفظ‌شان کند این عزیزان را و آنهایی هم که به شهادت رسیدند یادشان گرامی است. اگر ما آرامش و آسایشی داریم زیر سایه شهدای گرانقدر است.

دنیای خشک و نظام‌مند ارتش با حال و هوای هنری بازیگری تداخلی نداشت؟

به هر حال ارتشی‌ها برحسب ضوابط و کارهای آیین‌نامه‌ای باید مقررات را بجا بیاورند که خودش فریضه است. حالا نه به آن خشکی خشک، ولی یک روحیه خاصی دارند. ما زمانی که به سمت کار هنری می‌آمدیم علاوه بر اینکه فعالیت هنری، زیبایی و لطافت خودش را داشت، ما هم مقداری چاشنی هنری به آن اضافه می‌کردیم تا کار به دل بیننده و حتی شنونده‌های رادیویی بنشیند.

از خاطرات روزهای خدمت به ارتش و سال‌های دفاع‌مقدس برایمان بگویید.

روزگار ما نظامیان به‌خصوص نظامیان قدیمی به‌ویژه در سال‌های دفاع‌مقدس پر از خاطره است. اصلا انسان موجودی است که با خاطره زندگی می‌کند و آنچه از ما به یاد می‌ماند، خاطره است. خاطره‌ای شیرین از مناطق عملیاتی دارم. من هرازچندگاهی به پیاده‌نظام می‌رفتم و با عزیزانی که در سنگرها بودند، همکاری داشتم. بیشتر اوقات دیده‌بان بودم و احیانا اگر درگیری‌ای شکل می‌گرفت، من هم مثل همه آنها دفاع می‌کردم. یک‌بار که پست نگهبانی به ما محول شده بود، یک پتو را ۴تا کردیم و بالای سنگر گذاشتیم و از سوراخ سنگر داشتیم بیرون را نگاه می‌کردیم. از قضا تابستان بسیار گرم و سنگر ما روباز بود. شب که نشسته بودم و دیده‌بانی می‌دادم یک دفعه احساس کردم آب زیادی به سمت من پاشیده شد. برگشتم دیدم کره الاغی که از ده بالا رهاشده بود از پشت سنگر در حال عبور بوده و آب دهانش را به سمت من پرت کرده است. چون من آن لحظه فقط توجهم به محور نگهبانی و مسیر دشمن بود، متوجه این الاغ نشده بودم. همسنگران من همگی خواب بودند و وقتی متوجه شدند، کلی خندیدیم. این کره الاغ کلی آن شب تا صبح حال و هوای ما را عوض کرد.

اما خاطره تلخی که همیشه روح و جانم را به درد می‌آورد و اسفناک است، بمباران شیمیایی روستای بان‌زرده کرمانشاه و حلبچه عراق بود که من در این عملیات‌ها حضور داشتم. از نزدیک دیدم که این مواد شیمیایی چه بر سر مردم بی‌پناه آورد. این بمب‌های شیمیایی را که کشورهای غربی به صدام داده بودند، فقط در فیلم‌ها دیده بودم. روزی بود که عروس و دامادی همراه تعداد زیادی از اقوام‌شان می‌خواستند در ادامه مراسم عروسی،‌ خودشان را به امامزاده برسانند و کلی آدم برای تبریک و شادباش دورشان جمع شده بودند که دسته‌جمعی شیمیایی شده و به طرز فجیعی روی زمین افتاده بودند. من هنوز هم کابوس آن صحنه‌ها را می‌بینم.

برگردیم به سریال جذاب نون‌خ. از نقش عمو کاووس برایمان بگویید. چقدر با شخصیت خودتان فاصله دارد و چه چالش‌هایی برای ایفای نقش داشتید؟

شخصیت کاووس در قسمت اول شکل گرفت. تعداد نامزدها برای این شخصیت زیاد بود و قرعه به نام حقیر درآمد. شخصیت نظامی قدیمی و بزرگ آبادی که همه از او حساب می‌برند. با کمک آقای کارگردان، سعید آقاخانی تمام تلاشم را کردم تا عمو کاووسی باشم که به دل همه مردم بنشینم که خوشبختانه در این چند فصل که پخش شد، همه با او ارتباط گرفتند و دوستش دارند.

سریال نون خ امسال تمرکز بیشتری بر نمایش فرهنگ اقوام مختلف ایرانی دارد. کمی برایمان از تنوع فرهنگ و اقوام ایرانی و لزوم نمایشش در قاب رسانه بگویید.

ما تاریخ و اقوام بسیار جذاب، زیبا و دوست‌داشتنی‌ای داریم. هر گروه از اقوام ایرانی آداب و آیین‌های خاص خود را دارند و باید به مردم شناسانده شوند. باید در تولیدات فرهنگی از همه اقوام ایرانی حرفی به میان بیاید و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به این موارد بیشتر بپردازد؛ چنانکه امسال نویسنده سریال، امیر وفایی نازنین نوشته خود را به سمت فرهنگ و اقوام استان پهناور سسیستان و بلوچستان برد. ما وقتی با این اقوام روبه‌رو شدیم، دیدیم که چقدر با فرهنگ اقوام کشورمان بیگانه‌ایم و اطلاعات کمی درباره‌شان داریم. هنرمندان و دست‌اندرکاران فرهنگی باید از این ظرفیت‌ها (تنوع فرهنگ و اقوام ایرانی) بهره ببرند. البته ناگفته نماند برای اقوام کار کردن، راه رفتن روی لبه تیغ است. چند وقت پیش مهدی فرجی، تهیه‌کننده سریال پاسخگوی سوء‌تفاهمی بود که برای برخی از مردم کرمان پیش آمده بود. باید به زیبایی و با اطلاعات کافی و وافی به مسئله اقوام پرداخته شود و خدایی ناکرده حرمت آنها شکسته نشود و به زیبایی و با کمالات خاص به همه دنیا معرفی شوند. سریال‌هایی که از ظرفیت‌های فرهنگی کشور و موضوعات مبتلابه جامعه، گستردگی جاذبه‌های جغرافیا، لباس و... بهره ببرند، ماندگار می‌شوند. سریال تلویزیونی نون‌خ هم از جذابیت‌های فرهنگی و قومی بهره می‌برد.

علاوه بر مسائل قومیت‌ها و اتحاد آنها، این سریال به موضوعات محیط‌زیست و میراث فرهنگی هم خیلی ظریف پرداخته است.

دقیقا. جا دارد از نویسنده این سریال، امیر وفایی تشکر کنم؛ چون همه شخصیت‌ها و کل داستان متعلق به ذهن امیر است. نویسنده به زیبایی می‌نویسد و شخصیت‌پردازی می‌کند و ما بازی می‌کنیم. خاطرم هست در فصل دوم سریال چند دیالوگ برای من خیلی آشنا بود. از اصطلاحاتی که در افسانه‌های دیار ما رونق داشت، استفاده شده بود که این بسیار ارزشمند است. نون خ در ابتدا ماحصل تراوش‌های فکری و قلم نویسنده است که با کارگردانی حرفه‌ای به دل مردم نشسته است.

نون‌خ ۵سریالی خوش‌ساخت، اما سخت است؛ لوکیشن‌های سخت و پرخطر و مسافت زیاد و سفر. از سختی‌های کار در این زمینه بگویید.

سریال‌هایی که در سفر ساخته می‌شوند، واقعا سخت هستند و من به همه عوامل به‌ویژه به مدیر تصویربرداری، امیر معقولی و تیم ظفرمندش دست‌مریزاد می‌گویم. وقتی از جذابیت و موفقیت ‌سریالی حرف می‌زنیم، حیف است از عوامل آن تشکر نکنیم. گروه صدابردار، گریمور، طراح صحنه و تدارکات و همه و همه برای ساخت سریال در استانی دور که آداب سخنگویی و مرام و مسلک خاص دارند، تلاش کردند. در رأس آن هم که مدیریت همه کارها با استادم سعید آقاخانی بوده است؛ البته که تهیه‌کننده مجموعه مهدی فرجی هم مثل همیشه همه زحمات را بر دوش ‌کشیدند. از همین جا به همه بازیگران بومی این سرزمین هم خداقوت می‌گوییم. ما این سختی را به جان و دل پذیرفتیم تا به جان همه مردم ایران بنشیند.

بازخورد مخاطبان چگونه بود؟

تاجایی که دوستان عزیز اطلاع دارند شاید بگویم بازخورد نون خ هماورد و رقیبی نداشته است. این را صادقانه می‌گویم؛ نه اینکه چون بازیگر این سریال هستم. به‌ویژه در دیار غرب کشور شامل استان‌های کردستان، ایلام، همدان لرستان و حتی عشایر سرافراز با دل و جان پذیرفتند که نون خ چقدر دلنشین است و با خانواده‌ها پای تماشای این سریال نشستند و حتی چند نوبت آن را تماشا کردند.

کمی از خانواده‌تان برای ما بگویید. خانواده‌تان هم اهل هنر هستند؟ واکنش آنها از نقش‌آفرینی عمو کاووس چیست؟

بله. خانواده بنده یک خانواده هنردوستند که البته دستی هم بر سینما، موسیقی، کارهای نمایشی داشته‌اند و دارند. گهگاهی می‌نشینیم و با بچه‌ها درباره چالش‌های شخصیت عمو کاووس صحبت می‌کنیم و رهنمودهایی می‌دهند.

کوتاه از ماشاءالله وروایی

کار هنری در ارتش تا جبهه

ماشاءالله وروایی متولد سال۱۳۲۹ در کرمانشاه است. او رسکیومن(سرمتخصص نجات هوایی) و سرهنگ بازنشسته هوانیروز ارتش بوده و از نوجوانی در نمایش‌های دبیرستانی فعالیت داشته و بعد از ورود به ارتش در دانشگاه افسری نیروی هوایی تحصیلات خود را گذرانده است. وی کار خود را در کادر پرواز و در کارهای نمایش و هنر آغاز کرده‌است. همزمان دوره‌های رنجر، کوهستان، دوره دریا، باتلاق و جنگل را گذرانده و کماندو شده است. او در دوران دفاع‌مقدس با کمک همکارانش در جبهه‌ها برای رزمنده‌ها نمایش اجرا می‌کرده و بعدها برای شبکه‌های استانی کرمانشاه، ایلام و کردستان کارهای طنز انجام ‌داده است. اوج هنرنمایی‌اش هم مجموعه نون خ به‌عنوان عمو کاووس است. ناگفته نماند با اتمام نون‌خ۲ یوسف قربانی، فرمانده وقت هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران، از او به‌خاطر بازی در این سریال تشکر و قدردانی کرد.

کد خبر 846069 برچسب‌ها بازیگران سینما و تلویزیون ایران دفاع - ارتش جمهوری اسلامی فیلم و سریال ایرانی

دیگر خبرها

  • کارگر باید لذت آسایش و رفاه را در کنار خانواده خود تجربه کند
  • کارگر باید لذت آسایش و رفاه را در کنار اعضای خانواده تجربه کند/ ضرورت نهادینه شدن «فرهنگ کار» در جامعه
  • کارگر باید لذت آسایش و رفاه در کنار اعضای خانواده را تجربه کند
  • کارگر باید لذت آسایش و رفاه را در کنار اعضای خانواده تجربه کند
  • خبری که تیر خلاص را به سارا و نیکای پایتخت زد 
  • تجربه زیستی از فضای کار اشتراکی مادران و کودکان در مساجد/ بستری برای رشد و تعالی خانواده
  • آغاز پیش تولید «پایتخت ۷» / تصویربرداری قصه‌های خانواده معمولی از مرداد
  • پیش تولید «پایتخت۷» آغاز شد؛ تصویربرداری قصه‌های خانواده معمولی از مرداد
  • آغاز پیش تولید «پایتخت۷» / تصویربرداری قصه‌های خانواده معمولی از مرداد
  • من خلبان نیستم رسکیومن ارتشم! از سرهنگ بازنشسته هوانیروز  ارتش تا عمو کاووس «نون خ»